وقتی هزینههای سرطان صفر میشود

تصور کنید پزشک به شما بگوید: «داروی درمانتان ماهی چند ده میلیون تومان هزینه دارد، اما باید تهیهاش کنید تا زنده بمانید.» این جمله را بشنوید و بعد کیف پولتان را نگاه کنید که حتی یک برگهاش هم توان خرید یک وعده دارو را ندارد. این کابوسی است که خانوادههای بسیاری در سراسر جهان تجربه کردهاند. زنی میانسال را در نظر بگیرید که با شنیدن نام بیماریاش، نخستین سوالی که از پزشک پرسید این نبود که «چقدر زنده میمانم؟»، بلکه پرسید: «قیمت داروهایش چقدر است؟». همسرش شغل سادهای داشت و همان روز اول حساب کرد که با فروش تمام داراییشان، حتی یک دوره درمان را هم نمیتوانند تمام کنند. در گوشهای دیگر از دنیا، مردی که نانآور خانه بود، وقتی فهمید باید بین درمان خودش و گرسنگی فرزندانش یکی را انتخاب کند، بیصدا به فکر فرو رفت. اینها قصههای تکراریاند که هزاران بار نوشته شدهاند.
اما قصهای که ما در انجمن آرین مینویسیم، متفاوت است.
وقتی یک بیمار مبتلا به سرطان در شهرستان آمل به ما مراجعه میکند، دیگر مجبور نیست بین درمان و زندگی یکی را انتخاب کند. ما با تمام توان ایستادهایم تا هزینهی درمان سرطان برای خانوادهها تقریباً به صفر برسد. چطور؟ انجمن آرین تمام هزینههای داروهای سرطانی بیماران تحت پوشش خود را تقبل میکند. همان داروهای شیمیدرمانی که قیمتشان سرسامآور است، همان داروهای هدفمند که هر قرصشان میتواند ارزش یک سکهی طلا را داشته باشد. بیمار ما نگران نسخه نیست، چون میداند داروخانهای هست که آرین پشتش ایستاده است.
از این هم فراتر رفتهایم. ما کلینیک داریم. یعنی بیمار سرطانی ما فقط برای گرفتن دارو نمیآید؛ بلکه در کلینیک تخصصی آرین خدمات درمانی دریافت میکند. ویزیت، پایش وضعیت، تزریق، مشاورههای بالینی. همه و همه بیآنکه برگهای سنگین از صندوق بیمارستان به دستش بدهند. در واقع، ما تلاش کردهایم کل مسیر درمان سرطان را برای بیماران کمبضاعت رایگان کنیم تا کسی به خاطر نداشتن پول، از پا نیفتد.
اما میدانیم که دارو و درمان، همهی ماجرا نیست. بدنی که شیمیدرمانی میشود، مثل خاکی است که باید مدام تقویت شود. یک بیمار سرطانی اگر خوب تغذیه نکند، ممکن است جلسات درمانیاش قطع شود، وزن از دست بدهد و مقاومت بدنش در برابر عفونتها فرو بریزد. اینجاست که سبد غذایی ماهانهی ما معنا پیدا میکند. هر ماه، یک بستهی کامل شامل اقلام اساسی یک خانواده به بیمار تحویل داده میشود؛ برنج، روغن، حبوبات، کنسروهای مقوی، ... و هر آنچه که بدن تحلیلرفتهی بیمار برای جنگیدن لازم دارد. این سبد، شکم خانواده را سیر نگه میدارد تا تمرکزشان روی بهبودی باشد، نه خالی بودن کابینت آشپزخانه.
حالا شاید بپرسید: «پس هزینههای جانبی چه میشود؟ همان قبضها، کرایهی خانه، پول بنزین برای رفتوآمد به درمان؟» اینها در ساختار اصلی کمکهای ما نیست. اما آرین یک خانوادهی بزرگ است. وقتی بیماری واقعاً در تأمین این نیازهای جانبی درمانده شود و امکان ادامهی درمانش به خطر بیفتد، ما سکوت نمیکنیم. دست به دامان خیرین میشویم. آدمهای نیکاندیشی که دلشان برای همنوع میسوزد. گاهی یک خیر قبض برق معوقهی یک بیمار را پرداخت میکند، گاهی دیگری هزینهی ایاب و ذهاب یک ماهش را تقبل میکند، گاه بیماری که مستأجر است و حکم تخلیه دریافت کرده، با وساطت و کمک موردی خیرین آرین سرپناهش حفظ میشود. اینها موارد خاص هستند، نه قاعده. اما در موارد خاص هم بیمار را تنها نمیگذاریم. درِ خانهی خیرین را میزنیم تا درِ خانهی بیمار بسته نشود.
پس وقتی از کمکهای مالی آرین حرف میزنیم، دقیقاً از چه میگوییم؟ از صفر شدن هزینهی داروهای مرگآور سرطان. از درمان شدن در کلینیک بدون دغدغهی قبض. از سبد غذایی که هر ماه میرسد و نمیگذارد بدن تحلیل برود. و در نهایت، از شبکهای از انسانهای مهربان که اگر طوفان زندگی بیمار را تا لبهی پرتگاه ببرد، باز هم دستی برای گرفتن هست. ما نمیتوانیم تمام مشکلات جهان را حل کنیم، اما در شهرستان آمل، میتوانیم به یک بیمار سرطانی بگوییم: «نگران هزینهها نباش. فقط به جنگ با بیماری فکر کن. باقیاش با ما.»